![]() |
![]() |
|
| زندگی زیباست اگر آن را سخت نگیری...!! |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 2:18 توسط هومن |
|
|
زندگی درک همین اکنون است,تو نه در فردایی و نه در دیروز...,ظرف امروز پر از بودن توست...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 2:15 توسط هومن |
|
|
فقط موج های دریا عاشق هستند
آره فقط اونا هستن با اینکه می دونن اگه برسن به ساحل می میرن بازم بی قرار رسیدن...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 2:12 توسط هومن |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 12:33 توسط هومن |
|
|
دراتاق تنهایی دلم تنگ صدای توست
من امشب به یادت هستم زیر نور شمعهای عریان که تصویر مرا بر دیوار تنهایی می کشند من امشب به یادت هستم نگاهی به من کن تا جان فرسوده ام تازه شود زیر لبهای سرخت مرا صدا کن تا چشمهای تار من روشن شود . اتاق من در انتظار خنده های توست مرا یاد کن که بی تو افسرده ام .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 12:32 توسط هومن |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 12:28 توسط هومن |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 12:25 توسط هومن |
|
|
پشت ديوار تنهايی ها نشستم
برای تو و قلب پاکم گريه کردم گفتم يبا ای نازنينم بيا که ديگر طاقت دوری ندارم گفتم بيا قفل سکوتم را شکستم بيا ببين که دل به آوای تو بستم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 12:23 توسط هومن |
|
|
حالا دیگه تو رو داشتن تو خیاله دل اسیر آرزوهای محاله
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 12:19 توسط هومن |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 4:55 توسط هومن |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 4:52 توسط هومن |
|
|
بسوزد زندگی با تمام خاطراتش....!؟ بر گذشته حسرت خوردن خطاست!؟ شب بود و شمع بود و غم بود و من شب رفت و شمع سوخت و غم ماند و من ...!!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 4:42 توسط هومن |
|
|
کاش بودی و می دیدی بی تو زندگانیم را کاش تو هم کمی به فکرم بودی
کاش دلت برام تنگ می شد... کاش یک بار دگر در چشمان پر از اشکم نگاهی مینداختی کاش با دستهای گرمت دستانم را می فشردی کاش تو هم دوستم داشتی..کاش..کاش..کاش.. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 4:39 توسط هومن |
|
|
میگن لبخند ربطی به مرگ نداره ولی تو بخند تا من برات بمیرم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 4:29 توسط هومن |
|
|
بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست...
کوه غصه از دلم رفتنی نیست... حرف عشق تو رو من با کی بگم... همه حرفا که آخه گفتنی نیست...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 4:12 توسط هومن |
|
کجایی؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 4:6 توسط هومن |
|
|
مي ترسم دنيا به پايان برسد و من در چشم تو جايي نداشته باشم،مي ترسم كلمات نتوانند شوق مرا به تو توصيف كنند. مي ترسم كبوتراني كه به سمت تو پرواز مي دهم نارسا باشند. شب طولاني شده است و تا چشمان تو هست آفتاب جرات برآمدن ندارد.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 4:3 توسط هومن |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 3:56 توسط هومن |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
زندگی 2 نیمه است:نیمه ی اول آرزوی نیمه ی دوم و نیمه ی دوم حسرت نیمه ی اول...پس یادت باشه شاید چیزی رو که امروز داری حسرت فردات باشه...
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
|
RSS
|