![]() |
![]() |
|
| زندگی زیباست اگر آن را سخت نگیری...!! |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 0:25 توسط هومن |
|
|
زيبايي شب به اين خاطره که هر کسي که به آسمون نگاه ميکنه فکر ميکنه يه ستاره تو آسمون داره براي همين احساس غرور ميکنه و با خودش ميگه تو اين دنيا منم يه صاحب چيزي هستم که مال خودمه زيبايي شب به خاطر اينه که اشکهاي پنهون تو دل شب رو کسي نمي بينه زيبايي شب به خاطر اينه که شب هميشه با سکوت همراهه و سکوت هم هميشه سرشار از ناگفته هاست ......... زيبايي شب به خاطر اينه که وقتت مال خودته نه کس ديگه ميتوني تا صبح با خواب بگذروني يا تا صبح با عزيزي به صحبت کردن بگذروني .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 0:24 توسط هومن |
|
|
یادت نره که یاد ِ تو همیشه همراه ِ منه!
یادت نره که خواستنت مثل ِ نفس کشیدنه! یادت نره که آینه از طپش ِ تو روشنه! یادت نره نبودنت جونم ُ آتیش می زنه! بغض ِ تو یاس ِپرپره، شب تو چشات شناوره! دل واسه تو در به دره! یادت نره! یادت نره! عاشق ِ تو قلندره! از همه دیوونه تره! ناز ِ تو ر ُ خوب می خره! یادت نره! یادت نره
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 1:44 توسط هومن |
|
|
کاش...
ای کاش می دانستیم زندگی کوتاست و کاش از از ثانیه های زندگی لذت می بردیم و کاش قلبی رو برای شکستن انتخاب نمی کردیم و کاش معنی صداقت را ما هم می فهمیدیم و کاش بهانه ای برای ناراحت کردن دلهای زخم خورده نبود و کاش می فهمیدیم که زندگی زیباست و لذت می بردیم تا بی نهایت و کاش..کاش..کاش... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 23:9 توسط هومن |
|
|
تو را دوست دارم به پهناي اقيانوس ها ، تو را تقديس مي كنم به آبي بيكران درياها ؛ عكس تو را بايد در سينه عشاق نصب كرد تا همه بدانند قدر عشق و وفا را. اي كسي كه سراسر احساسي ! چگونه به زبان بياورم مهرباني هايت را .هر وقت مي خواهم از تو بنويسم واژه ها در وصف تو احساس حقارت مي كنند
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 22:57 توسط هومن |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 2:33 توسط هومن |
|
|
من زيباترين شعرعشق را از چشمان تو مي خوانم آمدنت بهانه اي شد براي اينکه مرواريد هاي کوچک اشکم را چون دسته گلي براي تو بريزم و نامت را در غزل هاي سبزم جاري کنم اي زيباترين شعر عشق باآمدنت بهار مي رويد و فصل زيباي گل به شکوه عظمتت سجده مي کند
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 2:25 توسط هومن |
|
|
تو مثل یه تیکه ابری توی آسمون آبی
پاک ساده مثل رویا مثل خوابی بگو یک بار آره یک بار بر می گردی یا هنوزم بی تفاوت یخ زدی بین من و تو فاصله غوغا می کنه یاد حرفای قشنگت منو رها نمیکنه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 2:32 توسط هومن |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 1:27 توسط هومن |
|
|
خدایـــــم خدایــــــم آه ای خدایــــــم صدایت می زنم بشنو صدایــــــــم
شکنجهگاه ایــــــن دنیــــــا چه آیـد به جرم زندگی این شد سزایــــــــم آه ای خدایم بشنو صدایم مرا بگذار با این ماجرایم نمی پرسم چرا این شد سزایــــم آه ای خدایـــــــم بشــــنو صدایـــــــم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 1:18 توسط هومن |
|
|
دورم از تو اما با تو لحظه ها رو زنده هستم
بازم از تو پرم از تو واسه تو رویای خسته ام خوبه دیروز با تو هر روز از تو با خدا میخونم تو خیالت توی حالت باز توی کما می مونم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 1:8 توسط هومن |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 2:0 توسط هومن |
|
|
بوی گندم مال من
هرچی که دارم مال تو یه وجب خاک مال من هرچی که دارم مال تو کوه رو می زارم رو دوشم رخت هر جنگ رو می پوشم موج رو از دریا می گیرم شیره ی سنگ رو می دوشم میارم ماه رو تو خونه میمیرم با دو نشونه همه خاک زمین رو میشمرم دونه به دونه
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 1:40 توسط هومن |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 1:26 توسط هومن |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 3:37 توسط هومن |
|
|
سکوتم را به باران هدیه کردم..تمام زندگی را گریه کردم
نبودی در فراق شانه هایت به هر خاکی رسیدم سجده کردم.....
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 3:36 توسط هومن |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 2:30 توسط هومن |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 2:27 توسط هومن |
|
|
عزيزم توجاده فدا شدن تو مي خوام تو درياي چشات تا جون دارم شنا کنم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 2:24 توسط هومن |
|
|
ـ-ـ-ـ-ـ-ـ* زندگی سهم عاشقاست* ـ-ـ-ـ-ـ-ـ
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 2:14 توسط هومن |
|
|
تو اگر میدانستی
که چه طعمی دارد خنجر از دست عزیزان خوردن از من خسته نمی پرسیدی که چرا تنهایی؟!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 2:11 توسط هومن |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم تیر 1386ساعت 2:47 توسط هومن |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم تیر 1386ساعت 2:43 توسط هومن |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
زندگی 2 نیمه است:نیمه ی اول آرزوی نیمه ی دوم و نیمه ی دوم حسرت نیمه ی اول...پس یادت باشه شاید چیزی رو که امروز داری حسرت فردات باشه...
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
|
RSS
|